شهدای دارالولایه سیستان زابل
شهدای زابل 
نويسندگان
طراح قالب

جمشید دانایی‌فر اهل سیستان( محمد آباد- شیب آب) بود و امسال بیست و پنجمین بهار عمر خود را بدون خانواده در نا کجا آباد سپری کرد. او فرزند ششم یک خانواده ۱۱ نفره از طبقه متوسط بود که سه خواهر و ۴ برادر داشت و سانحه تصادف سایه مادرش را سه سال بود که از سر او برداشته بود.

جمشید دانایی



پدرش یک سالی می شود که بازنشسته شده اما بر اثر ناراحتی های روحی، مریض احوال است و خبر ربوده شدن جمشید مریضی وی را تشدید کرده.
جمشید مدت دو سال سربازی‌اش را درکرمانشاه گذراند و بعد از دوران سربازی به استخدام نیروی انتظامی در آمد و برای آموزش به چالوس رفت. حدود یک سال در چالوس دوره‌هایی را گذراند و طبق گفته خانواده اش با قبول شدن در دوره‌ها با او قرارداد ۵ ساله بستند و به عنوان گروهبان دوم در مرز مشغول به خدمت شد و پس از سه سال به مرزهای سیستان و بلوچستان آمد.
از مرزبانی او در سیستان و بلوچستان دو ماه می گذشت که توسط گروهک تروریستی جیش الظلم به همراه ۴ سرباز دیگر ربوده شد.
هنوز یک ماه از ربوده شدن جمشید نگذشته بود که فرزندش به دنیا آمد و همسرش برای او نام انتخاب نکرد تا جمشید بازگردد و او نام پسرش را برگزیند.

جمشید دانایی فر

[ سه‌شنبه 05 فروردین 1393 ] [ 14:46 ] [ shohadaysistan ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

مقرسایبری شهدای دارالولایه سیستان ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبر ما نسیم شهر ما آن سوی آبی هاست، دور از دسترس شهر ابراهیم ادهم، شهر لقمان حکیم اندکی بالاتر از آبادی تسلیم محض صاف می آیی سر کوی صراط المستقیم خاک آن عرشی ست، گل هایش زیارت نامه خوان سنگفرش آسمانش بال های یا کریم شهر ما آبادی عشق است - اما عشق چیست؟ - عشق یعنی نوح و ابراهیم و عیسی و کلیم عشق یعنی «قاف » و «لام » قل هو الله احد عشق یعنی «باء» بسم الله رحمن رحیم
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران