شهدای دارالولایه سیستان زابل
شهدای زابل 
نويسندگان
طراح قالب
[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:39 ] [ shohadaysistan ]

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:37 ] [ shohadaysistan ]

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:29 ] [ shohadaysistan ]

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:27 ] [ shohadaysistan ]

و اینست شهید شوشتری

مصاحبه  با یکی از سران طوائف استان سیستان و بلوچستان :
وقتی شهادت سردار اتفاق افتاد هیچ خانواده ای در استان سیستان و بلوچستان نبود که داغدار بشود و همه فکر می کردند که خانواده اشان را از دست داده اند اینچنین با سردار انس گرفته بودند.
میگفت که ما نیامدیم اینجا کار نظامی انجام بدهیم. آمده ایم کار فرهنگی و اقتصادی انجام بدهیم.

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:26 ] [ shohadaysistan ]

دعوت به جشن ازدواج دختر شهید مفقود العصرعشق یعنی تابوت رنگی شهدا

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:25 ] [ shohadaysistan ]

مریدان حسین (ع)

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:24 ] [ shohadaysistan ]

 اخلاص

ایشان فردی مخلص و خدوم بود و اعتقاد داشت که هر کاری که بر اساس خلوص نیت و برای رضای خدا انجام پذیرد، نتیجه مثبت در پی خواهد داشت. از این رو همه کارها و برنامه‏های ایشان خالصانه و برای رضای خدا بود نه رضایت و خشنودی زودگذر خلق خدا.

2. بصیرت

ایشان حقیقتاً بصیر بودند و دانا. ایشان عملاً نشان دادند که در گرد و غبار فتنه‏ها با بصیرت و بینایی کامل موضع گیری کرده و سره را از ناسره، حق را از باطل و خوب را از بد تشخیص دادند و بر اساس همان بصیرت و بینش والا عمل می‏کردند.

3. ولایتمداری

ایشان ذوب در اسلام و مطیع ولایت بودند و سعی داشتند همیشه ایام تصمیم گیری‏ها، برنامه‏ها و سخنرانی‏های خود را مطابق با منویات مقام معظم رهبری تنظیم کنند.

بارها از او شنیدم که می‏فرمودند: «بایستی در رکاب ولی امر مسلمین بوده و لحظه‏ای از پیروی محض از منویات و فرمایشات ایشان غافل نشویم؛ نه از ایشان جلوتر و نه عقب‏تر حرکت کنیم بلکه پشت سر ایشان حضور داشته و آماده دفاع از ولایت باشیم».

4. وقار و متانت

حقیر بارها و بارها به این خصوصیت اخلاقی ایشان یعنی متانت و وقار موجود در جوهره شخصیت ایشان غبطه می‏خوردم. وقار و متانت در چهره ایشان کاملاً آشکار بود و همین باعث شده بود که هر شخصی تحت تأثیر اخلاق و وقار و متانت ایشان قرار بگیرد.

5. زهد و پارسایی

زهد و تقوای ایشان باعث شده بود که هر شخصیتی با هر درجه و رتبه‏ای در همان لحظه اولِ دیدار مجذوب وی شود. این زهد و پارسایی از نتایج خودسازی و خداشناسی و اخلاص ایشان بود.

6. پرهیز از سخنان لغو و بیهوده

نه من و نه هیچ یک از همکاران، هیچگاه از ایشان سخن لغو و یا نامربوط نشنیده بلکه تمام سخنان ایشان حاوی نکات مهم اخلاقی و عرفانی و سیاسی و تشکیلاتی بود.

7. پرهیز از غیبت

در مدت ۲۷ سال آشنایی که با ایشان داشتم با اطمینان قلبی ابراز می دارم که در جلسات، نشست‏ها، گفتگوها و حتی نشست‏های دوستانه غیراداری یک بار هم غیبت برادران دینی را از ایشان نشنیدم.

8. خادم و دوستدار خانواده شهدا

بارها و بارها دیدم که با درجه سرداری و مسئولیت مهم، در هنگام مواجه با پدر شهیدان خم شده و بر دستان پدران شهید بوسه می‏زند.

آری! «پدر شهیدان خدری» خوب می‏داند چه می‏گویم. خداوند رحمت کند «پدر شهیدان میرحسینی» را؛ که اگر بود می‏دانست چه می گویم ...

این خم شدن و بوسه زدن بر دستان پینه بسته یعنی نهایت خضوع و خشوع. آری ایشان ملجأ و مأمن خانواده معظم شهدا بودند. امروز حتماً خانواده شهدا احساس غربت می‏کنند چرا که از هر کجا که ناامید می‏شدند به ایشان مراجعه و مشکلشان حل می‏شد. نمی‏دانم این روزها خانواده محترم شهدا به چه کسی مراجعه خواهند کرد و یا خانواده شهدای بخش پشت آب باز هم در پنجشنبه آخر سال شاهد برگزاری یادواره فرزندان شهیدشان خواهند بود یا نه؟ نمی‏دانم!

9. صبوری

به نظر حقیر اگر «صبر ایوب» را به ایشان نسبت دهیم سخنی به گزاف نگفته‏ایم؛ چرا که ایشان با توجه به تمام مصائب و مشکلات کاری هیچ وقت عنان صبر را از دست نداده و کم صبری و موضع گیری منفی نداشته، بلکه با صبر و تحمل و خویشتن‏داری به عنوان سنگ صبور بسیجیان، پاسداران و مردم بود. هیچ گاه عصبانیت را در چهره ایشان ندیدیم؛ یعنی در واقع لقب «کاظم الغیظ» شایسته ایشان بود.

10. مدیر و مدبر

ایشان در واقع تمامی خصوصیات یک مدیر عالی و موفق یک سازمان را همچون برنامه‏ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، اجرا، نظارت و کنترل را دارا بودند. ایشان در واقع تئوریسین بسیج و مدیر و مدبر در همه امورات بودند.

پنج مسئولیت اساسی و همه در یک زمان همچون "جانشین سپاه سلمان"، "دبیر ستاد احیای امر به معروف استان"، "مسئول مرکز مهدویت استان"، "مسئول جامعه امدادگران عاشورا" و "رئیس هیئت امنای گلزار شهدای حضرت رسول(ص) ادیمی" کارهایی بودند بس دشوار! اما ایشان با برنامه‏ریزی و مدیریت و تلاش پیگیر در همه این امورات موفق بودند.

11. قاطعیت

هر چند که ایشان دارای روحی بسیار لطیف و زبانی لین بودند اما در امور کاری و سازمانی از قاطعیت بالایی برخوردار بودند.

12. خدمت بی منت

با توجه به خدمات شایسته و موفق ایشان در استان هیچ وقت بر کسی منت ننهادند و در خواست جبران نداشتند؛ بلکه بجد معتقد بودند که:

تو نیکی می‏کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز

در پایان امید است همه ما بخصوص بسیجیان و پاسداران این خصائص اخلاقی را به عنوان یادگار از ایشان در جوهره وجودی خودمان تقویت کنیم و از ایشان الگو بگیریم . ان‏شا الله.

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:08 ] [ shohadaysistan ]

دست نوشته‌های تکان‌دهنده سردار ملکوتی لشکر 25 کربلا، شهید 9دی

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:06 ] [ shohadaysistan ]

شهید دقایقی  و کولر!!

از سه راه خرمشهر به سمت خط همراه شهید دقایقی در حرکت بودیم . ماشین کولر دار بود. در بین راه چند نفر از بچه های بسیج را که کنار جاده ایستاده بودند ، سوار کردیم . یکی از آنان همین که سوار شد و هوای خنک داخل ماشین را حس کرد، با لحن خاصی گفت : "وای شما چه جای خنکی نشسته اید! خوش به حالتان!" شهید دقایقی با شنیدن این جمله رفت توی فکر چیزی نگفت ولی وقتی آنها پیاده شدند گفت:
"کولر را خاموش کن" او بعد از آن روز سوار ماشین کولر دار نشد و با یک ماشین امبولانس تردد می کرد .
یک روز با او در این مورد صحبت کردم می گفت:" چرا من باید سوار ماشین کولر دار شوم و آن بچه بسیجی در گرما به سر برد؟ چون فرمانده هستم باید سوار شوم؟نه من این کارو نمیکنم."

 

تعهد شهید محمود کاوه

گفت : آمار یگان را می خواهم . گفتیم :اجازه بدین تا فردا تکمیل می شه. شب تا صبح بچه را به کار کشیدیم ، صبح آمار حاضر شد . دادیم دستش نگاه کرده و نکرده سه تا اسم گفت ، دوتاش توی لیست نبود ، پاره کرد ریخت تو انش . گفتم لیست مادر بود!!
گفت فایده نداره ، از نو .
باز رفتیم یک شب تا صبح لیست درست کردیم ، باز چند تا اسم گفت ، یکی دوتاش نبود ، باز پاره کرد.
گفتم : اینم نشد از نو !!!
بار سوم رفتیم اتاق به اتاق و چادر به چادر از زیر سنگ هم که بود آمار نفر به نفر گرفتیم آوردیم ، فقط یک نفر آزاد رفته بود مرخصی که توی لیست ما نبود. گفت "ابن کو؟"
باز آمد پاره کند ، نگاه کرد دید بچه ها اشکشان در آمده  ، پاره نکرد . اصلا حالتش فرق کرد
فقط گفت:" بابا آخه اینها هر کدامشان یه آدمند ، نمی شه بگیم حواسمون نبود که اینها نبودن ، چو اینها را به ما سپردن"
 

[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 17:02 ] [ shohadaysistan ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

مقرسایبری شهدای دارالولایه سیستان ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبر ما نسیم شهر ما آن سوی آبی هاست، دور از دسترس شهر ابراهیم ادهم، شهر لقمان حکیم اندکی بالاتر از آبادی تسلیم محض صاف می آیی سر کوی صراط المستقیم خاک آن عرشی ست، گل هایش زیارت نامه خوان سنگفرش آسمانش بال های یا کریم شهر ما آبادی عشق است - اما عشق چیست؟ - عشق یعنی نوح و ابراهیم و عیسی و کلیم عشق یعنی «قاف » و «لام » قل هو الله احد عشق یعنی «باء» بسم الله رحمن رحیم
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران