شهدای دارالولایه سیستان زابل
شهدای زابل 
نويسندگان
طراح قالب

اسامی 14 شهید حادثه شب گذشته سراوان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگینامه مختصری از شهید اسماعیل گنجعلی

شهید اسماعیل گنجعلی فرزند محمد علی در سال۱۳۲۵در سیستان شهرستان زابل روستای بنجار دیده به جهان گشود دارای دو خواهر  به و یک برادر به نام عبدالعلی بود پدرش محمد علی گنجعلی رییس ثبت اسناد شهرستان زابل بود.

 


۴سال بیشتر نداشت که پدرش را بر اثر درگیری با اشرار صدمه و سپس رحلت نمود شهید اسماعیل گنجعلی در اردیبهشت ماه۱۳۴۴ توسط برادرش که خود ارتشی بود استخدام ارتش شاهنشاهی میگردد و مدتی در مشهد خدمت میکند تا که مهر ماه همان سال به وی خبر می رسد برای دوره آموزشی حرفه ای باید چهار ماه به اصفهان اعزام شود.

شهید راهی اصفهان میشود بعد از اتمام دوره آموزشی منتقل تهران میگردد. در سال ۱۳۴۵ مراسم دامادی اش برگزار می گردد وی دارای ۴پسر به نام های حمید مجید محمد و مرحوم محسن و ۴ دختر می باشد در اوایل جنگ تحمیلی ایشان برای دفاع از خاک پاک ایران منتقل  جبهه سومار میشود (البته مدتی هم در عمان به صورت ماموریتی حضور داشتند)شهید بعد از چند سالی اقامت در تهران تصمیم میگیرد که برای زندگی به همان استان خود(سیستان وبلوچستان) بازگردد.

سپس به همراه خانواده به زاهدان نقل مکان و در خیابان مهر ساکن میشوند.

یک شنبه شب مورخ۱۱آبان۱۳۶۵ حوالی ساعت ۹شب یک فروند هواپیمای سی۱۳۰که از باختران به مقصد زاهدان و در حوالی زاهدان در حال پرواز بوده به کوه های اطراف برخورد کرده و منفجر میگردد.

این هواپیما حامل ۹۱نفر از رزمندگان لشکر ۸۸زرهی زاهدان که جهت دیدار خانواده هایشان از باختران به سمت زاهدان عازم بودند در اثر این سقوط تمامی سرنشینان به درجه مقدس شهادت رسیدند.

(اکنون من نوه شهید اسماعیل گنجعلی هستم که این مطلب رو برای شما عزیزان نوشتم و بنده هم اسماعیل گنجعلی می باشد و همه میگویند شباهت خیلی زیادی به پدر بزرگم دارم)
با تشکر از پدر بزرگ عزیزم آقای عبدالعلی گنجعلی و پدرم و آقای عباس جندقیان که از آنها در نوشتن این مطلب کمک بسیاری گرفتم
                                               (برای شادی روحش صلوات)

[ پنج‌شنبه 21 آذر 1392 ] [ 14:19 ] [ shohadaysistan ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

مقرسایبری شهدای دارالولایه سیستان ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبر ما نسیم شهر ما آن سوی آبی هاست، دور از دسترس شهر ابراهیم ادهم، شهر لقمان حکیم اندکی بالاتر از آبادی تسلیم محض صاف می آیی سر کوی صراط المستقیم خاک آن عرشی ست، گل هایش زیارت نامه خوان سنگفرش آسمانش بال های یا کریم شهر ما آبادی عشق است - اما عشق چیست؟ - عشق یعنی نوح و ابراهیم و عیسی و کلیم عشق یعنی «قاف » و «لام » قل هو الله احد عشق یعنی «باء» بسم الله رحمن رحیم
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران